
ايكاش وقتي دلت گرفتو هواي يه چيزي رو كردي يه شخص يا يه موسسه بود كه به دل گرفتت رسيدگي ميكرد.
امروز عجيب دلم هواي اون حيات خلوت نمور ته مدرسه ي راهنماييم رو كرده ..وقتي با نيلوفرو مرجان يواشكي ميرفتيم روي اون ديوار كوتاه زرد رنگ كه به موتورخونه ميرسيد مينشستيمو حرفاي در گوشي ميزديم
وقتي حس ميكرديم زندگي فقط همينه ؛ بدون سروصدا يه جا نشستنو حرفاي خنده دار زدن...بعدشم قسم ميخورديم كه هركدوم اين حرفا رو به كس ديگه بگه مجازات ميشه
دلم هواي روز آخر مدرسه رو كرده ، روز آخرين امتحان چه سنگين گريه ميكرديم تو بغل همديگه...
انگار دنيا به آخر رسيده بود .....شايدم همونجا بود كه دنيا به آخر رسيد؛
روي همون ديوار كوتاه زرد رنگ
بي رحمانه بزرگ شديم،فعل رفتن شكست و ماهم شكستيم
شكستيم تا بزرگ شديم
بهاي گزافي براي اين روزها داديم؛
روزهايي كه حتي نميدونم اون ديوار كوتاه زرد رنگ هنوز همونجا هست يا نه!!!
بغض یخی...ما را در سایت بغض یخی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8