خرید بک لینک
ميخام يه شعر بگم با مضمونه منطقه ي ممنوعه ي عشق يا ... يه همچين چيزي نميدونم چطور بنويسمش .. ميترسم بعد از چندسال دوباره شروع كنم فكر ميكنم شايد اگه به همون كپشنا و داستانكها اكتفا كنم بهتر باشه اما يه حسي بهم ميگه فقط شعر بي ربط نوشت : هوس ساندويچ چرك كالباس كردم ، از اونا كه آب گوجش كل نونشو خيس ميكنه و چشماتو ميبندي ميخوري ( كالباسشم گوشت گربه باشه ؛ فكر كن ) البته اونموقع كه من خوردم سالهاي شيرين دوران راهنمايي بود و هنوز تكنولوژي انقدري پيشرفت نكرده بود كه از گوشت گربه سوسيس كالباس توليد بشهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 19:05

مردها هم هرزه می شوند اما، ردپــــــــــای فاحشگیشـان را ذهنیت جامعه ای پاک میکـند که قانون را شرعــا و عرفــا مردانه به خوردمان داده است! می شود... معصومیت را برهنه حفظ کردن، نجابت را جدا از پارچه ها یافتن، و حتی زن بودن و حراسی از ریختن آبرو نداشتن! می شود ،ای مـــــــــــــــــرد... اگر چشمان تو حجاب انسانیتشان را رعایت کنند... فاطيما نوشت : اين پست مربوط به بهمن سال نود هست كه ديدم، حس كردم خوبه دوباره بزارمش فاطيما نوشت بعديش : عكس هم برام نوستالژيكه ،مهم نبود كه كيفيتش خيلي بالا نيستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 21:36

فاطيما نوشت : دست خط استاد شهريار مدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا آسمانادامه مطلب

برچسب: به مناسبت روز بزرگداشت سعدی,به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی,به مناسبت روز بزرگداشت حافظ,به مناسبت روز بزرگداشت شیخ بهایی,به مناسبت روز بزرگداشت خیام, نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 23:04

مسافرت هرقدر كه سخت هم باشه وقتي با دوستان باشه شيرينه اما شيرين تر ميشه زماني كه براي خريد كتاب بري به اين ميگن يه تير با چند نشون سلام امروز كه يكشنبست نه روز جمعه ي گذشته به همراه خاطره بانوي شيطونو دوست داشتني بغچه بستيمو راهي طهران شديم (ميدونم تهران درسته اما اينقدر سخت بود رفتن ما كه به مسافرتهاي عصر حاظر اصلا شباهتي نداشت) خلاصه بعد از تحمل مشقتهاي بي شمار به منظور خريد كتابو ديدار دوستانه بهتر از جان راهي نمايشگاه كتاب تهران شديم ديدار و همصحبتي با آقاي رعيت شاعر دوست داشتني و عزيز و همچنين قدم زدن كنار دوستان عزيزم تو يه عصرِ باروني بهار از ادامه مطلب

برچسب: سفر در اردیبهشت, نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 9:51

ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻧﺸﺴﺘﯽ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﺎﻓﻪ ﻭ ﻫﻮﺍ ﺳﺮﺩﻩ ﮔﻮﻧﻪ ﺕ ﺍﻧﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﯾﮑﯽ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﻭ ﺳﻬﻢ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺰﻫﺎﯼ ﮐﻨﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻬﺖ ﺯﻝ ﺯﺩﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻨﻪ ﻫﻮﺍ ﺳﺮﺩﻩ ﻗﻬﻮﻩ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﺪﻩ ﺣﺴﺎﺏ ﺩﻭ ﺗﺎﺗﻮﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺟﻔﺘﺘﻮﻥ ﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ؛ ﻗﺮﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﮐﻨﻢ ﺍﮔﻪ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺳﺨﺘﺘﻪ؛ ﺑﮕﻮ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯿﺸﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﻫﻮﺍ ﺳﺮﺩ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﻢ ﺗﺎ ﺷﺎﻟﺖ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﯼ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻧﺶ ﯾﻪ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 9:51

تنفر حسيه كه ميشه زياد داشته باشي يعني از خيلي چيزا يا خيلي كسا ميشه متنفر بود يا در سطح پايينتر ميشه از خيلي چيزا بدت بياد...مثل سياست ، دروغ ، نرم افزار ويرا يا خيلي چيزاي ديگه اما يه كلمه هست(واژه) يا بهتره بگم يه شخص كه اگه خونتو هم بريزه نميتوني ازش حتي يه كوچولو نااميد بشي چه برسه كه ازش بدت بياد ...::مادر::... اون كسيه كه هميشه كنارته حتي وقتي معده درد داره و تو داري دندوناي عقلتو يكي يكي ميكشي...اون هميشه كنارته مثل...مثل... هيچي مثل مادر نيست ... فكر كنم براي تشبيه بايد خدا رو مثال زد اجازه بديد جملمو اصلاح كنم : هيچي مثل يه مادر شبيه به خدا نيست با خودم ادامه مطلب

برچسب: باهم خوب باشیم,بيا با هم خوب باشيم, نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 9:51

اگه وقتايي كه لبخند ميزني

ميبيني كه كم توجهم يا بي حواس

نگو پس دلت كجاست؟

" دل و جانم به تو مشغولو نظر بر چپو راست"

"تا ندانند حريفان كه تو منظور مني "

ميشه لبخند بزني؟

احسان رعيت

برچسب: نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 9:51

ايكاش وقتي دلت گرفتو هواي يه چيزي رو كردي يه شخص يا يه موسسه بود كه به دل گرفتت رسيدگي ميكرد. امروز عجيب دلم هواي اون حيات خلوت نمور ته مدرسه ي راهنماييم رو كرده ..وقتي با نيلوفرو مرجان يواشكي ميرفتيم روي اون ديوار كوتاه زرد رنگ كه به موتورخونه ميرسيد مينشستيمو حرفاي در گوشي ميزديم وقتي حس ميكرديم زندگي فقط همينه ؛ بدون سروصدا يه جا نشستنو حرفاي خنده دار زدن...بعدشم قسم ميخورديم كه هركدوم اين حرفا رو به كس ديگه بگه مجازات ميشه دلم هواي روز آخر مدرسه رو كرده ، روز آخرين امتحان چه سنگين گريه ميكرديم تو بغل همديگه... انگار دنيا به آخر رسيده بود .....شايدمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 9:51

همين امروز فهميدم روز تولدم عيد غدير بوده!!!!جالب نيست كه بعد از 25 سالو 13 روز اينو فهميدم!!!!!!؟

برچسب: عيد غدير,عيد غدير ١٣٩٥,عيد غدير خم چيست,عيد غدير ٢٠١٦,عيد غدير ١٣٩٣,عيد غدير اس ام اس,عيد غدير مبارک,عيد غديرخم,عيد غدير شعر,عيد غدير چيست, نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 9:51

هشـــــــدار كـــــــــــــــــه آرامـــــــــــــش مـــــــــــــــــــــا را نخـــــــــــــراشــــي ادامه مطلب

برچسب: آرامشم تویی,آرامشم تویی به هر ترانه,آرامشم تويي,آرامشم باش,آرامشم آرزوست,آرامشم تویی mp3,آرامشم از توست,آرامشم تویی گروه چارتار,آرامشم کو,آرامشم تویی مدرس, نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 9:51

اخلاق و رفتار انسان نشان دهنده نوع شخصیت و نوع باورهای درونی اوست.شما برای رسیدن به زندگی ایده آل خود نیاز به تغییر دارید،نمی توانید مانند قبل رفتار کنید و انتظار رسیدن به ایده آل های بهتری را داشته باشید.اگر مثل قبل رفتار کنید و اخلاق شما دقیقا مثل قبل باشد،به دستاوردهای قبلی دست پیدا می کنید. اگر هر روز ساعت 2 شب می خوابیدید و ساعت 11 بیدار می شدید و تا کنون هیچ موفقیتی نداشته اید، انتظار نداشته باشید که با تکرار همان عادت های قبلی به دستاوردهای بزرگ و متفاوتی دست پیدا کنید. اجازه دهید کمی با شما صمیمی حرف بزنم: چرا تغییر نمی کنی کله خراب؟ همین الان یکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 9:50

گفتي كه گُنَه كُني به دوزخ بَرَمَت

اين را به كسي گو كه تو را نشناسد

ابوسعيد ابوخير

برچسب: خدا جان,خدا جان دل ازبرم رفت,خدا جان دوستت دارم,خدا جان کمکم کن,خداجان کمک,خداجان کجایی, نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 9:50

بر زمستان صبر بايد طالب نوروز را فاطيما نوشت : خدايا عـــــــــــــــــــــاشــــــــــــــــقـــــتــــــــــــــــم ؛ ديوونه وار.. شكرگذاري كمه براي محبتت...دلبريات خداييه ، كاش ميشد بيام ببوسمت فاطيما نوشت بعديش : بابايي ميبيني از اون بالا ماهارو مگه نه؟ توام خوشحالي مگه نه؟ بعد از چندسال انتظار موقعش كه رسيد نتونستم حرف بزنم فقط اشك ريختم ..اشكاي شيرين!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 9:50

صفحه بندی